عبد الغني الخطيب ( مترجم : اسد الله مبشرى )
89
إعجاز القرآن على مر الأزمان ( قرآن و علم امروز ) ( فارسى )
ملك كه عبارت از اجرام آسمانها و زمين و هر چه در ميان آنهاست ، چون قابل ديد مىباشد و محسوس است ، بنابراين ، استدلال بوسيلهء آن به وجود خالق شرعا و معنا جائز و صحيح است . همچنين تفسير معناى عرش به بنا ، كه عبارت از ايجاد آسمانها و زمين و بر پا داشتن آنها و ارتباط و منظم ساختن اجرام موجود در ميان آنهاست قابل قبول است . به اين ترتيب ، معناى « وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ » « 1 » يعنى خدا ملك خود را بر روى آب نهاده است و از آب بلندتر است و به آن نچسبيده است مانند اينكه مىگويند « آسمان بر روى زمين است » يعنى بالاى آن و بلندتر از آنست . ملك خدا آسمان و زمين است كه بر روى آب بنا شده است . خدا مىفرمايد : « وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ » ( ملك آسمانها و زمين ، از آن خداوند است - سورهء نور - آيهء 42 ) بنابراين ، به اين معنى است كه وقتى خداوند مىخواست آسمانها و زمين را بيافريند ، زمين را هموار ساخت و آسمان را بر روى آن برافراشت ، مادهء آن را كه به تفسير قرآن كريم دود بود متراكم ساخت ( سپس بر روى آسمان كه دود بود قرار گرفت . ) . مقصود از دود ، بخار آبى است كه از آن متصاعد مىگردد . زيرا ابرهاى انباشته از بخار آب ، از حيث رنگ و شكل و ديد ، مانند دود است . از آنجايى كه در خلقت ، تاريكى بر روشنايى سبقت دارد و مادهء خلقت آسمانها كه بخار آب است تاريك بود ، وقتى خداى تعالى آن را ايجاد كرد و به صورت آسمانها و ثوابت و خورشيدها و سيارات درآورد ، صفت روشنى را در آن نهاد . از آنجايى كه قبلا تاريك بود ، دود ناميدن آن نيز درست درمىآيد ، زيرا اجزاى دود پراكنده و تاريك است .
--> ( 1 ) - اين يك تغيير تحليلى است و تفسير استنتاجى آن از همهء آيات به دست مىآيد ( م )